تبليغاتX
گزارش اقلیت - "گفتگو و ..."

     تداوم منطقی هر بحثی تنها در پرتو حداقلی از توافق بر تعاریف اولیه (یا دست کم استدلال معرفتی برای بازسازی و باز تعریف همان مبانی٬ حسب مورد) و باور طرفین مباحثه به تکثر وجودی گوهر حقیقت و آمادگی عقلایی آنان برای تغییر احتمالی دیدگاه‌هایشان در پرتو این باور است. به بیان ساده‌تر٬ طرفین خود را واجد تمام حقیقت نمی‌دانند و آماده بازسازی باورها و داوریهای خود هستند.

     در گفتگوی مکتوب میان من و آقای شیرزاد عبداللهی دو شرط مذکور حاصل نشده است و گفتگو در مدار باطلی گرفتار آمده است. نوشته‌ها و مدعاهای طرفین در معرض قضاوت مخاطبان است و خواننده از منظر خود و بی‌واسطه ما٬ قرائت خود را از آن به دست می‌دهد.
    
     هر چند به گمان من پاسخ‌های ایشان به یادداشت اخیر من٬ مغشوش و فاقد انسجام معنایی و مبنای نظری است اما ایشان بسیار مایل‌ هستند که پاسخ‌شان در این وبلاگ منتشر‌شود. متاسفانه در این پاسخ نیز ایشان بدون توجه به جهت‌گیری یادداشت اخیر٬ به عمد از پاسخگویی به پرسش‌های مهم آن سرباز زده‌اند و با حاشیه‌پردازی از متن می‌گریزند. 
    
     روش ناپسند تخریب شخصی طرف مباحثه و به طور ضمنی و صریح متهم کردن او و دیگران و ایراد اتهاماتی به ایشان که هر کدام می‌تواند موجب عواقب سنگین امنیتی شود در این پاسخ کوتاه آقای عبداللهی به وفور دیده می‌شود. برای مثال آقای عبداللهی که مدعی نوشتن اساسنامه کانون هستند حتما می‌دانند که کانون صنفی نمی‌تواند سخنگو٬ تئوریسین و یا نماینده برون مرزی داشته باشد و من هم به دلیل اقامت در خارج از ایران نمی‌توانم هیچ سمتی در هیچ رده‌ای از کانون صنفی معلمان ایران و یا انجمن صنفی معلمان کردستان داشته باشم و پرسش ایشان در این موارد بی‌ریط و مصداق حاشیه‌پردازی به قصد گمراه کردن مخاطب است. ایشان که نگران آزادی بیان هستند یقینا به این امر هم واقف هستند که پیگیری اخبار آ.پ در ایران و نوشتن درباره جامعه معلمی از حقوق ابتدایی من با بیش از ۱۵ سال سابقه معلمی است و اقامت در خارج از کشور هم این حق را از من ساقط نمی‌کند.
    
     این هم متن کامل ۴ کامنتی که آقای عبداللهی در واکنش به یادداشت من نوشته‌اند و برشی از چند پاسخ دیگر در وبلاگ خودشان که خط سیر فکری ایشان را در این باره به روشنی نشان می دهد:

     شیرزاد عبداللهی

    بخش اول: جناب آقای شاهد! این چندمین بار است که با انتخاب چند جمله دلخواه از یک متن طولانی، نوشته های مرا در مورد مسایل صنفی معلمان ایران نقد می کنی. شما همان روش دوستان خود در تهران را برگزیده ای . این دمکراسی خواهان و عاشقان آزادی بیان وقلم ، نوشته های انتقادی مرا کار نمی کنند. کامنت های انتقادی من ودیگران را پاک می کنند. تازه خروار خروار مطالب توهین آمیز با نام وبی نام در کامنتدانی من می ریزند! سعی آنها این است که صدای معتدل و منطقی من به گوش معلمان طرفدارشان نرسد!

     شما که در یک جامعه باز زندگی می کنی . حداقل یاد بگیر و به دوستان و پیروان خود در ایران هم توصیه کن که برای شعور مخاطبان خود احترام قایل شوند. متنی را که نقد می کنی به طور کامل در معرض دید خواننده قرار بده . می ترسی خواننده های وبلاگت با خواندن متن کامل نوشته من، به بی پایه بودن حرفهای شما پی ببرند؟ می ترسی گمراه شوند؟ شما اول بگو که با کدام دلیل اخلاقی و علمی در نقد متنی قلم فرسایی می کنی که خواننده شما اجازه خواندن آن را ندارد؟ چرا باید خواننده شما، شیرزاد را از دریچه همان جملات گزینشی شما بشناسد؟ بگذارید معلمان مخاطب شما شیرزاد را از روی نوشته های خودش بشناسند.

     الان که حدود یکسال است در آمریکا زندگی می کنی . حداقل این اصل دمکراسی را که مخالف شما هم حق اظهار نظر دارد قبول کن. شما به سبک دوستان خود درتهران بی دلیل پای آقای رضا نهضت را به میان می کشی و به جای پاسخ منطقی به استدلال او دست به افشاگری و تخریب می زنی ! نهضت گفته بود : کانون با اجرای قانون مدیریت باید کرکره خود را پایین بکشد. چون بقای آن بر اساس شعارهای معیشتی بوده و با بهتر شدن معیشت معلمان علت وجودی خود را از دست می دهد. این یک استدلال است که ممکن است صحیح یا غلط باشد . شما به جای جواب به او متلک می اندازی! چرا استدلال او را مطرح نمی کنی ؟

     جناب علوی ! شما که این همه به تعاریف علاقه داری، ممکن است نقش خود را در رابطه با کانون صنفی تعریف کنی ؟ شما چه نسبتی با کانون داری ؟ آیا عضو انجمن صنفی فرهنگیان کردستانی ؟ آیا عضو شورای هماهنگی معلمانی ؟ آیا موسس شاخه برون مرزی کانون هستی ؟

     بخش دوم: می دانم که وصله عامل دولت آمریکا بودن که برخی در مورد شما به کار می برند درست نیست. اما شما بالاخره که هستی ؟ نگو برای ادامه تحصیل رفته ام ! خودت قبلا اعتراف کرده ای که در لاتاری برنده شدی و مهاجرت کردی . امیدوارم به شما خوش بگذرد اما به قول کرمانشاهی ها شما هم خدا را می خواهی و هم خرما را ! هم می خواهی جایت گرم ونرم وامن باشد و هم می خواهی از راه دور رهبر و ایدئولوگ معلمان ایران باشی . این که نمی شود!

    آن دور نشسته ای و معلمان را به درگیری با دولت و تعطیل مدارس تحریک می کنی . حالا هم که معلمان کشور در همه شهرها به شما و دوستان نه گفته اند، به من می پیچی تا نزد آدم هایی مثل همان که نام برده ای اعتبار کسب کنی و مثل مهره پیاده شطرنج حرکتشان دهی . از کجا می دانی اظهارات من کذب بوده و معلمان ایران اعتصاب کرده اند . آمارهای دوستان کانون در مدارس به صورت جوک در آمده ! تهران 80 درصد . خوزستان 100 درصد! خودشان را مضحکه کرده اند . چرا مثلا لیست اسامی مدارس اعتصابی کردستان با نام و نشانی منطقه و شهروبخش اعلام نمی کنند. از 140 هزار مدرسه در کشور حدود ده مدرسه اعتصاب کامل کرده و حدود 70 مدرسه کمی تا قسمتی تحت تاثیر اعتصاب بوده اند. درصد آن را حساب کنید.

     بین تو با این قلم و آن (...) که خواندن ونوشتن نمی داند وبه شهادت همکارانش تعادل روانی ندارد، اما از دید تو معلم واقعی است چه نسبتی وجود دارد؟ می دانی که کانونی که او نماینده آن است و سایتش را مدیریت می کند تنها یک عضو دارد و آن هم خود آن آقاست؟ شما از آن بیچاره به عنوان سرباز پیاده سوءاستفاده می کنی . می گویی در شورای هماهنگی اختلافی نبوده ومن القای اختلاف می کنم! دروغ به این آشکاری ؟ بیش از یکسال است که این اختلافات ادامه دارد. همین دوست شفیق شما چه افشاگری ها که درباره باند تجاری- سیاسی نکرد.
(شاهد: بابت انتشار دوباره این پاراگراف توهین آمیز پوزش می‌خواهم) 

     بخش سوم : دبیرستان وپیش دانشگاهی غیر انتفاعی بهارستان 40 سهامدار دارد که همگی اعضای هیات مدیره و خانواده آنها هستند. در اعتصاب قبلی با بهشتی و این بار با ذوالفقاری در روزهای اعتصاب صحبت کردم . بله مدرسه بچه های چاق و چله بازاریان تهران یکساعت هم درس و کلاسشان تعطیل شد! اما بچه های محروم کردستان هر وقت که این باند، سهام شرکتشان فروش نرفت و یا دم انتخابات دنبال مطرح کردن خودشان بودند باید از درس ومشق محروم شوند و شاهد خان هم از اورگن آمریکا در تنور آشوب بدمد.

    من برخلاف دروغ پردازی شما از آزادی فرزاد کمانگر حمایت کرده و می کنم. اگر شهامت اخلاقی داری نوشته های فرزاد کمانگر1و2 را که نوشته ام کار کن تا معلوم شود که چه کسی به فکر نجات جان فرزاد است و چه کسی با سنگین کردن پرونده فرزاد قصد به کشتن دادن او را دارد. مگر شما ننوشتی که فرزاد به نحو مقتضی از نوشته های شما مطلع است و تایید می کند ؟

    من با دستاویز سیاسی قرار دادن آزادی و جان فرزاد کمانگر در بازار مکاره سیاست مخالفم .معتقدم که در ایران معلم را به صرف معلم بودن چه از نوع واقعی و یا روزی خور تدریس اعدام نمی کنند. ضمنا مجازات کار صنفی و حقوق بشری در ایران اعدام نیست. شما به قدری انحصار طلب هستید که دفاع واضح و روشن من از آزادی فرزاد را به طلب اعدام او تفسیر می کنید! چون من با ادبیاتی متفاوت از جان فرزاد دفاع می کنم.

     مخاطب من در این نوشته تنها شما نیستید . روی سخن من با معلمان کردی است که ممکن است تحت تاثیر نوشته های یکجانبه شما قرار بگیرند. یکبار به شما توصیه کردم از فرصت حضور در آمریکا استفاده کن و راهی را برو که برای خودت و خانواده و مردم کرد مفید باشد. تحریک معلمان به اعتصاب جو آموزش وپرورش را امنیتی می کند و امکان ارتباط فعالان صنفی با معلمان را به صفر نزدیک می کند . در چنین شرایطی است که کانون دیگر در مدارس نمی تواند فعالیت کند وتبدیل به گروهک می شود.به امید خدا به زودی به دعوت معلمان کردستان به این منطقه سفر می کنم و رو در رو با آنها سخن خواهم گفت.

    بخش چهارم : دبیرستان وپیش دانشگاهی غیر انتفاعی بهارستان 40 سهامدار دارد که همگی اعضای هیات مدیره و خانواده آنها هستند. در اعتصاب قبلی با بهشتی و اینبار با ذوالفقاری در روزهای اعتصاب صحبت کردم .

    بله مدرسه بچه های چاق و چله بازاریان تهران یکساعت هم درس و کلاسشان تعطیل نشد! اما بچه های محروم کردستان هر وقت که این باند، سهام شرکتشان فروش نرفت و یا دم انتخابات دنبال مطرح کردن خودشان بودند باید از درس ومشق محروم شوند و شاهد خان هم از اورگن آمریکا در تنور آشوب بدمد.
(شاهد: این پاراگراف تکراری عینا در پاسخ آقای عبداللهی وجود دارد)

    شاهد عزیز فکر کرده ای که در کنار سرکوبگری دولتهای مرکزی ف آشوب طلبان هم در عقب ماندگی کردستان نقش داشته اند. شما از بزرگتر ها بپرس که تبدیل کردستان به آزمایشگاه تئوری های ورشکسته انقلابی و شبه انقلابی چه به سر مردم کرد آورده است.در فضای پر تنش و بگیر و ببند دمکراسی و جامعه مدنی رشد نمی کند؟ کامنت هایی که از قول معلمان کردستان در وبلاگ کانون می گذارند بوی خون می دهد . چرا ؟

    آقای علوی من به احترام خوانندگان وبلاگ شما این مطالب را در کامنتدانی شما گذاشتم. شما حداقل با گذاشتن پست های فرزاد 1و 2 و این پاسخ در صفحه اصلی وبلاگ خود می توانی نشان دهی که ارزشهای مثبت جامعه آمریکا روی شما اثر گذاشته است و به شعور خوانندگان وبلاگت احترام می گذاری . اگر این کار را نکنی نوشته شما مصداق آن ضرب المثلی است که می گوید : خود گویی و خود خندی - عجب مرد هنر مندی !
شاهد: این آدرس دو یادداشت آقای عبداللهی درباره فرزاد کمانگر است
 http://shirzaad.blogfa.com/post-71.aspx
http://shirzaad.blogfa.com/post-186.aspx

این هم سایر اشارت آقای عبداللهی که به این بحث مربوط  است. این مطالب تقطیع نشده است و قابل سانسور هم نیست و به طور کامل در کامنتدانی وبلاگ آقای عبداللهی موجود است.

     "... کانون صنفی معلمان ایران حدود 30 عضو و سازمان معلمان هم در همین حدود عضو دارند. آیا با روشهای انقلابی و زد و خورد با ماموران انتظامی و سالی سه چهار بار تهدید به تعطیل کردن مدارس و خط گرفتن از مهاجر ایرانی مقیم اورگن آمریکا و اتحاد با سکولار و ... و فحش دادن به وزیر و مسئولان وزارتخانه و ترویج باستانگرایی قبل از اسلام می توان در مدارس جمهوری اسلامی حضور داشت و از میان معلمان عضو گیری کرد؟ وقتی می گویم شما تبدیل به گروهک شده اید تنها بعد سیاسی آن مورد نظرم نیست. قطعا با تداوم این روشها نیمی از همین سی چهل نفر هم ریزش می کنند. علی می ماند و حوضش و یک مشت شعار و عکس و خاطره ."

     "... هیات مدیره فکر کنند چه کرده اند که محبوب عناصر زیر زمینی وبی نام و نشان شده اند؟ چه کرده اند که شاهد علوی از آمریکا برای آنها سینه چاک می دهد؟ چرا آدمی مثل معارفی در این سن وسال با این تحلیل که به خاطر کهولت کاری به او ندارند به سیم آخر زده و دست توی دست شاهد گذاشته ؟ همراهی بداغی در سایت یک نفره اش با جریانهای اپوزیسیون برای چیست؟"

    "... عناصر سیاسی، افراد ضد نظام حکومتی ،سمپاتهای کمونیستها و طرفداران اپوزیسیون حق دارند فعالیت کنند . اما نه زیر تابلو صنفی معلمان . زیر تابلو صنفی باید کار صنفی کرد . کانون صنفی جای تجارت ، بساز و بفروشی ، فعالیت های ضد دولتی و ضد حکومتی نیست."

    "... و اما نکته ! ارتباطات خارجی کانون به معنای جاسوسی و امنیتی را من قویا قبول ندارم. مشکل آقایان در جاه طلبی و کمبود سواد و دانش مبارزه صنفی است. البته تئوری پردازی شاهد علوی از راه دور خود یک نکته منفی است! شاهد می خواهد خودش را قاطی کند و اینها هم از بی عقلی حد و مرز خود را با شاهد روشن نمی کنند.

"سرانجام تئوريسين برون مرزی کانون به صدا درآمد .
    آقای شاهد علوی عضو سابق انجمن فرهنگيان کردستان که خرداد سال گذشته به آمريکا مهاجرت کرد از راه دور همچنان تحرکات کانون را رصد می کند و بر طبل افراط گری می کوبد .
    متحدان او در داخل کانون عناصر فوق سياسی و اغلب بيسوادی است که به نظر می رسد آلت دست او شده اند . در اين بين اتحاد بين شاهد و معلم بيسواد و بی تعادل (...) شگفت انگيز است."

    "... شاهد از بيم برملا شدن دروغهايش در مورد فرزاد کمانگر جرات نمی کند نقطه نظرات شيرزاد را به طور کامل در وبلاگش منعکس کند."

    "... برخی خبرها حاکی است که خانواده کمانگر به شدت به نحوه دفاع شاهد و گروه های اپوزيسيون خارج از کشور معترضند. مادر فرزاد گفته است : اينها فرزاد را به کشتن می دهند."

( شاهد: این موضوع متاسفانه دروغ است و یا آقای عبداللهی یا منبع ایشان { البته اگر منبعی در کار باشد}به عمد دروغ گرفته‌اند.)

نوشته شده توسط شاهد علوی  در ساعت  | لینک  |